چو روزگار نتواند کم کند همت ما را / به خاک گور نسپرم من آرزو ها را
روزگار
ژانویه 1, 2010 در 12:39 ب.ظ (1)
Tags: روزگار،همت
چو روزگار نتواند کم کند همت ما را / به خاک گور نسپرم من آرزو ها را
بینش!
ژانویه 1, 2010 در 12:34 ب.ظ (1)
Tags: کردار،سخن
تو کز کردار سخن رانی همی / خوش آید اگر خود را بینی دمی
غرور و دروغ
ژانویه 1, 2010 در 12:31 ب.ظ (1)
Tags: غرور،دروغ
وقتی سنمان بالا می رود و عقلمان رشد نکند دچار دو مشکل می شویم : غرور و دروغ !
منافع
ژانویه 1, 2010 در 12:29 ب.ظ (1)
Tags: منافع،شیطان
هنگامی که خود را نسازیم دیگران آنطور که مایلند می سازند و در جهت منافع خود بکار می گیرند
باران
ژانویه 1, 2010 در 12:27 ب.ظ (1)
Tags: باران،اعتقاد
از میان کسانی که برای دعای باران بالای کوه میروند تنها آنانی به خدا اعتقاد دارند که با خود چتر می برند
sms record !
ژوئن 12, 2009 در 9:09 ب.ظ (1)
Tags: gines, record, sms
minmom record of sms transfaring in iran : 0 sms on all of oprator on 1388/3/22
عرفان
مارس 8, 2009 در 3:52 ق.ظ (1)
عرفا را عارف نخوانند که خدای را شناخته اند عارف خوانند که بر جهل خود از خدای عرف دارند
مقدمه
فوریه 7, 2009 در 6:02 ق.ظ (روشن, نزدیک)
Tags: بلوط و سیب
این مقدمه رو توی یه دفتر دیدم عینا نقل می کنم:
سوالات و نظرات و وقایع آنقدر گونه گون اند که نمی دانم از کجا شروع کنم و در کدامین مقصد به آنها خاتمه دهم .پس با شروعی ساده سیاه می کنیم از آسمان ازآغاز خلقت از بعد مهم انسان که هفتاد و دو حرف دارد چگونه است ارتباط سخت روح و جسم با چه کوتاه است دید اندیشه آنقدر که گویی نمی بینند و دهشت ناک تر از آن این است که آنچه می بینیم باور نداریم آنقدر دنیا ساده می نمایاند، در چشم بزرگان که بازی کودکان و آنانکه از غیر راه می خواهند به آن برسند سخت در تلاطم این دریای تقدیر مانده اند . از کجا می شود این را ربط داد؛ مطمئنا هنوز این شاخه ماده به سرانجام نرسیده و میوه نداده اما چه بسیار زمانی است که در کنار این درخت سیبعجول برای رسیدن بلوطی تناور به آهستگی رشد می کند در اذهان مردم ؛ هر از چند گاهی سفیهانی به امید سود بردن از میوه سیب از شاخ و برگ بلوط می کاهند اما نادانند از اینکه ریشه در خاک و سنگ دارد و از حقیقت می خورد آب و سیب را تنها بر خاک سست استوار گشته و از آبی در حال تبخیر می نوشد و میوه هایش هنوز کالند که اینان می خورند و تفکرشان این است که چه ارزشمندی است این و چه بی ثمر است آن . در سایه زمان از پس تندر زمستان سیب می ریزد و بلوط خامش قد می کشد .همه بعد از پنج هزار سال دوری از باغ بلوط به خوردن آن سیب های کال عادت کرده اند که در این مدت اندکی رسیده تر شده اند اما گویی صعم بلوط دیگر برایشان مفهومی ندارد حتی وقتی کسی از آنجا بلوطی برایشان می آورد !